زندگي با همه وسعت خويش،محفل ساده غم خوردن نيست،زندگي خوردن و خوابيدن نيست،اضطراب و هوس ديدن نيست،زندگي جنبش و جاري شدن است،از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي که خدا مي داند
شب بود و شمع بود و من بودم و غم شب رفت و شمع سوخت و من موندم و غم
يه روز يه چوپان ميره خواستگاري . بهش ميگن چه كاره اي ؟ميگه :مهندس دامپيوتر و پشم افزار
نوشته شده توسط elham در 87/02/11 ساعت 14:36 | لینک ثابت |