خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی خیلی سخته یک غریبه به دلت یک وقتی بشینه بعد اون بگه که هرگز نمی خواد تو رو ببینه
آنكه هوس سوختن ما ميكرد كاش مي آمد و از دور تماشا مي كرد
هيچ حسرتي در دنيا اين چنين يک جا جمع نمي شود که در اين سه واژه کوتاه جمع شده : او ـ دوستم ـ ندارد
نوشته شده توسط elham در 87/02/10 ساعت 16:57 | لینک ثابت |